سلام.

نمیدونم چی بگم فقط میتونم بگم انگاری از یه سلاخی برگشتم
وای حالم خیلی بد بود الان نه اینکه مثل هفته ی پیش باشم اصلا هفته
نه حال اون روزی که پست قبلی رو هم داشتمو ندارم از نظر جسمی
،چه بسا بدترم از نظر جسمی ،باورم نمیشه یهو اینطور حالم بد شد پراز
آشوب بودم و استرس ولی انگاری یه سرگیجه داغونم کرد همون
سرگیجه منو خوابوند سه روز واسم سی روز گذشت با ارامبخش و
امپول موندم ولی اصلا حالم ثانیه به ثانیه بدتر میشدم طفلی مامان با
پسته و انانانس بالای سرم بود خدا رو شکر من پسته دوست دارم از هر
چی حالم بهم بخوره از پسته بهم نمیخوره.
از دوستایی که هم سر زدن ممنون و از اینکه پست قبلی رو درک کردن
هم ممنون ولی دیگه میگم خدایا میدونم خواستی نشونم بدی که یه
تلنگر یه حس نباید منو داغون کنه و به قول معروف بنالم. یکی از
دوستانم که خیلی بهش ارادت دارم البته نمیدونه من اینجا رو دارم
نمیدونم چرا نگفتم اولش نگفتم حالا دیگه روم نمیشه بهش بگم ولی
دوست خوبی هست واسم با اینکه همدیگر رو نمیبینیم با اینکه اینجا
نیست ولی امرووز فهمیدم واقعا دوستی به دیدن نیست همون روز
دوشنبه ایمیل زده بودم که حالت خوبه یا نه و اون امروز که رفتم به
ایمیلهام سر بزنم دیدم کلی روش شاد بودن و خندیدن روو واسم
فرستاده کمی با خوندنشون انرزی گرفتم یه چیزی نوشته بود که واسم
جالب بود شاد بودن با دیگران بدست نمیاد سعی کن خودت با داشته
هات شاد باشی
با اینکه اینجا نمیاد ولی واسش ارزو میکنم همیشه خوشبختی باهاش
باشه
الان حتی حال تایپ ندارم ولی میخوام از این حال هم نهایت استفاده رو
کنم امروز وقتی تونستم صبحانه کامل بخورم انگار دنیا رو بهم دادن .
دستام هنوز یخن ولی کم کم دارم عادی میشم
خدایا ممنونم ازت و ذیگه اینجوری نشونم نده که دارم زیاد ناشکری
میکنم.
باز از مسافر تنها و سعیده جون تشکر میکنم و همین طور از مداد قرمز
که جویای حالم بود.
این دوتا مطلب رو هم اون دوستم تو ایمیلش واسم فرستاده بود که
براتون میزارم که مطمئنن خالی از عریضه نمیتونه باشه .خدایا این
دوستم رو هم خودت ازش محافظت کن و همیشه شادی و سلامتی رو
تو زندگی براش هدیه بده.
هنگامی که با تند باد حوادث دنیا
دست به گریبانی
و با سرسختی طوفان زندگی در نبرد
تا می توانی ایستادگی کن
ولی آنگه که
نه پای رفتنت ماند نه تاب ایستادن
بنشین و صبر کن .
و بدان که : طوفان های زندگی را هم دورانی است
و تند باد های زمانه را زمانی .
می گذرد
و می گذراندت که برخیزی.
مهم این است که تو برای برخواستن مهیا باشی
در مقابل تـقدیـر خـداوند همانند کودکی یک ساله باشیـد
که وقتی او را به هـوا می اندازند ، می خندد
چون ایمـان دارد کـه او را خـواهنـد گـرفـت
تا سلامی دیگر بدرود.... 